قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4586

تاريخ الفي ( فارسى )

و امير مبارز با وجود مصيبتى چنين اصلا دست از كار بازنداشت و شاه شجاع را به تسخير قلعهء سرخ فرستاد و آن قلعه ( مفتوح ) « 1 » شد و مدت محاصرهء قلعهء شيراز شش ماه امتداد يافت و مردم درون به جان رسيدند . از قوّت طالع مبارزى ، خواجه قوام الدين حسن - كه ممدوح خواجه حافظ است و در نهايت اعتبار بود « 2 » - فوت شد . مدار نگاه داشتن حصار بر او بود . روزى شيخ ابو اسحاق از وى پرسيد كه « معاملهء ما و مبارز چون مىشود ؟ » او در جواب گفت كه « تا من زنده باشم ، او شهر را نمىتواند گرفت . » و ديگر از مساعدت توفيق ، امير مبارز را آن بود كه امير ناصر الدين عمر كه از اكابر شيراز بود از شيخ ابو اسحاق رنجيد و در محلّه موردستان خود را مضبوط كرد « 3 » و هرچند شيخ ابو اسحاق كس به طلبش فرستاد ، جز تير و شمشير جوابى نداد و پنهان شد . اعيان قلعهء موردستان بىخبر رئيس ناصر الدين چيزى به امير مبارز نوشتند كه « به وقت جنگ دروازهء موردستان گشاده است و تعلق به جناب مبارزى دارد . از آن را در مىبايد آمد . » به موجب وعده چون جنگ بر قلعه انداختند ، مردم موردستان سيصد اصفهانى را كه محافظت دروازه مىكردند ، به قتل آوردند و دروازه را گشادند و مبارز را به شهر درآوردند . شيخ ابو اسحاق وقتى خبردار شد كه آواز طبل امير مبارز در ميان شهر شنيد . از خواب مستى بيدار « 4 » شده پرسيد كه « چيست ؟ » گفتند : « امير مبارز است . » در جواب گفت كه « هنوز اين مردك ستيزه‌رو اينجاست ؟ » و سوار شده به جانب شولستان گريخت و به قلعهء سفيد درآمده محكم شد . و شيرازيان را امير مبارز دلجويى كرده هركس را به قدر مرتبه نوازش كرد . و امير شيخ ابو اسحاق از حاكم بغداد ، امير شيخ حسن [ بزرگ ] طلب مدد نمود . با آنكه با وى نيز بدسلوكى كرده بود ، او دو هزار سوار به اميرزاده آق‌بوقا داده به كمك او فرستاد . ايشان به موجب وعدهء تقصير از مردم شيراز به آن جانب روان شدند . شاه شجاع به فرمودهء پدر استقبال كرد . اما آن لشكر طاقت جنگ نياورده پريشان شدند و امير شيخ ابو اسحاق به جانب اصفهان و لشكر بغداد به جاى خود رفتند .

--> ( 1 ) . ق : ندارد . ( 2 ) . حافظ در مدح او گويد : درياى اخضر فلك و كشتى هلال * هستند غرق نعمت حاجى قوام ما ( 3 ) . از ديگر مواردى كه باعث نفرت شيرازيان از ابو اسحق گشت و محافظت از حصار را جدّى نگرفتند يكى هم اين بود كه ابو اسحق دو تن از بزرگان شيراز به نام سيد امير حاج ضرّاب و كلوشمس قاسم را بىموجبى كشت . و روىگردان شدن مولانا عضد الدين ايجى از ابو اسحق و رفتن به اردوى امير مبارز الدين از ديگر عوامل بيرون امير مبارز شد . ( 4 ) . م : هشيار .